X
تبلیغات
رایتل

























خاکستر و بانو

نام وبلاگ برگرفته ازنام یکی از اشعارشمس لنگرودیِ عزیز است

اتاق خواب به هم ریخته و ظرف های ناهار من و پسرجان هنوز روی سینکند! در عوض شیشه اتاق خواب را سابیدم، پرده اش را در آوردم و یک بار با دست شستم و یکبار هم ماشین لباسشویی زحمتش را کشید! زیر تخت تمیز شده و رو تختی عوض شد! دیوارها با دستمال نرم خاک گیری شد!

اصلا هم قرار به انجام این همه کار نبود! فقط قصد داشتم رو تختی و روبالشتی ها را عوض کنم! اما یهو دیدم دارم تخت را می کشم اینور و دست آخر نشسته ام به سفت کردن پیچ هایی که با کشیدن شل شده اند!

چند وقتی است که ماهیچۀ رویی دست چپم از مچ تا آرنج انگار کشیده شده و درد می کند! موقع جارو کشیدن، بغل کردن پسرم، موقع ظرف شستن و حتی موقع نوشتن! و از آنجایی که چپ دستم ، دائم دارم از عضو بیچاره ی کشیده شده کار می کشم!

حالا هم پرده منتظر اتو شدن است تا شب مورس وقتی له از سرکار برگشت نصبش کند و آن بالا هی بگوید: این که تمیز بود برای چی شستیش؟! (مورس در  چرک ترین حالت اشیای خانه همینقدر نسبت بهشان مهربان است)

الان هم بروم و پسرک را ببرم بیرون تا کمی راه برود و ساعت یازده شب نگوید: مامان میشه بریم بیرون قدم بزنیم؟! پسر تازگی ها تا می بیند شب شده می زند زیر گریه که چرا شب شده! طفلک احساس می کند آنچنان که باید از روزش لذت نبرده لابد!؟

بروم تا خوابش نبرده!

 

 

نوشته شده در دوشنبه 8 خرداد 1396ساعت 17:55 توسط seren نظرات (8)

Design By : Pars Skin