X
تبلیغات
رایتل

























خاکستر و بانو

نام وبلاگ برگرفته ازنام یکی از اشعارشمس لنگرودیِ عزیز است


دو سه هفته پیش همسربین خریدها یه بسته میگوی پاک شده برداشت و هر چی من بهش گفتم: باباجون من میگو دوست ندارم و بلدم نیستم باهاش غذای خوشمزه درست کنم به خرجش نرفت. که چی، کاری نداره برو سرچ کن یاد بگیر بذار بچه به خوردن میگو عادت کنه! اتفاقا خیلی هم خوشمزه اس! حالا هی سرچ می کنم، بعدش می گم اگه خوشمزه نشد و کلا از چشم پسرم افتاد چی؟ تازه اول هر هفته هم سراغ میگو ها رو می گیره که؛ پس کی می خوای یه شب یه میگوی خوشمزه بدی ما بخوریم؟!

راستش الان چند روزه که رفتم تو کوک کارهای خودم! دقت که می کنم و خودم رو بازنگری می کنم می بینم من تو هیچ چیزی پرفکت نیستم! اصلا هیچ وقت جدی آرزوهامو دنبال نکردم. یا اصلا عرضه دنبال کردنشونو دارم یا نه!؟ بذارم یه عمر فقط ادعا کنم که من استعداد فلان چیز و فلان کار رو داشتم و هیچ وقت نتونستم و نشدو نذاشتن که برم پی شون! گاهی می گم خوب اگه شروع کنم و وسطش با خودم بگم، اوه نه من این کاره هم نیستم چی!؟ جرات این که شروع کنم و وسطش ولش کنم، هم ندارم! نتیجه گیری امشب فعلا درباره خودم اینه؛ من آدم بزدلی هستم! البته این نتیجه ممکنه در شبهای بعد تغییر کنن رو بهبودی یا به وخامت! حالا تا بعد!

نوشته شده در یکشنبه 30 خرداد 1395ساعت 02:06 توسط seren نظرات (9)

Design By : Pars Skin