X
تبلیغات
رایتل

























خاکستر و بانو

نام وبلاگ برگرفته ازنام یکی از اشعارشمس لنگرودیِ عزیز است


پنج شنبه طلوع صبح که زد با پسرم و خانواده برادر بزرگه رفتیم یه سفر دو روزه! همه چیزش مث باقی سفرها بود جز یه قسمتش!

این بارمن هم   یک اولین بار رو با پسرم تجربه کردم! اولین باری که با هم یه گله آهو دیدیم تو کوه! برادرزاده ها اینقدر نزدیک شده بودند به گله که من هی می گفتم الان یکیشون رم می کنه میاد سمتشون! اما انگار زیاد حس امنیتشونو مختل نکردیم!

دیدن یه گله آهو که از بین صخره ها جست و خیز می کردن، دیدن کبک ها، و کَل ها خیلی برای پسرم شگفت انگیز بود! با دهن باز و چشم های گشاد شده نگاهشون می کرد و گاهی هم می گفت: اِه! مامان ببیت!(ببین)

دنیا چه چیز هایی که قراره  به پسرم نشون بده! کاش همش مث دیدن آهوها باشه براش!

نوشته شده در یکشنبه 5 اردیبهشت 1395ساعت 00:35 توسط seren نظرات (7)

Design By : Pars Skin