X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

























خاکستر و بانو

نام وبلاگ برگرفته ازنام یکی از اشعارشمس لنگرودیِ عزیز است

یکی از دغدغه های ذهنی مسخره ی این روزهای من این شده که دوست دارم دوباره ورزش کنم و خوب من آدمی هستم که ورزش کردن تو باشگاه رو دوست دارم. تازه هربار که پسرجانم رو سوار کالسکه اش می کنم و میبرم توکوچه پس کوچه های اطراف خونه دور بزنم هی چشمم دنبال یه مجموعه ورزشی می گرده که صبح تا شبش مختص بانوان عزیز باشه. بعد چشمم میخوره به یک مجموعه که صبح ها برای خانم ها و عصر ها هم آقایون! با نامیدی حتی شماره اونجا رو هم ذخیره می کنم. هر چند بعد از مدتی این شماره بی مصرف می مونه و مجبور می شم پاکش کنم. چراکه من شرایط استفاده اش رو ندارم.

اینجاست که دغدغه های زنجیره وار ذهنی مسخره تازه نمود می یابند و من می شینم و کارهایی که دیگه شرایط انجامشونو ندارم می شمرم. یکیش ورزشه (من تو خونه ورزش نمی کنم چون پسرم اصلا دوست نداره مامانش تنهایی بازی کنه و به اون توجه نکنه). یکی دیگه اش همین دور دورهای ویژه ی اسفنده که الان با در نظر گرفتن دوران بارداری سه ساله انجام نمی شه. یکی دیگه اش همایش ها و کارگاه هاییه که تو رشته ام هی داره گذاشته میشه و بازم من نمی تونم برم. یکی دیگه اش ادامه دادن زبانه که تا حالا ده بار نصفه رها شده (البته تمام نصف و نیمه رهاشدنش به خاطر همسر بود وگرنه من آدم نصفه و نیمه کار کردن نیستم) یکی دیگه اش کاره. بله کار.

به شدت به یه کار نیمه وقت هم که شده نیازدارم تا یه کم حس کپک زدن ازم دور بشه. هی فکر می کنم کلی از قابلیت هام داره نابود میشه.


پ.ن: نوا امیدوارم اینجا رو بخونی؛ من نمی تونم وبلاگتوبخونم.

نوشته شده در شنبه 8 اسفند 1394ساعت 00:46 توسط seren نظرات (7)

Design By : Pars Skin