X
تبلیغات
رایتل

























خاکستر و بانو

نام وبلاگ برگرفته ازنام یکی از اشعارشمس لنگرودیِ عزیز است

آهنگ کولی شاهرخ را دوست دارم و دوباره و پس از سال ها دوباره دارم به آن گوش می کنم. همان موقع هم از همین تیکه بالا بیشتر از بقیه اش خوشم اومد.

این آهنگ مرا می برد به دور دست ها!

مرا می برد به 15 سالگی. می روم به کلاس اول دبیرستان!

یک بعد از ظهر پاییزی را می بینم. فولکس واگنی که به سمت بهشت زهرا می رود! چقدر درخت کهنسال در راه است. چقدر چنار! بوی چنار و قدمت گرفته!

صدای خنده های ریز ریز کودکان توی ماشین! آفتاب کم جانی که تا آن روز انگار بارها این صحنه را دیده!

این آهنگ زنگ ساعت 8 شب را دارد. مثل آن ساعت نواخته می شود!

نوشته شده در سه‌شنبه 8 دی 1394ساعت 02:42 توسط seren نظرات (4)

Design By : Pars Skin