X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

























خاکستر و بانو

نام وبلاگ برگرفته ازنام یکی از اشعارشمس لنگرودیِ عزیز است

"همه چیزهای از دست رفته یک روز برمی گردند؛ اما درست وقتی که یاد می گیریم بدون آنها زندگی کنیم". ژوزه ساراماگو

 بله، دارم خیلی آروم و یواش کلمات رو تایپ می کنم تا همسر و پسرکم که توی هال خوابیدند از خواب بیدار نشن.

یکی از آرزوهای من در مورد همسرم این بود که خوابش سنگین می بود. اما از اونجا که دنیا منتظر فرصته تا حال گیری کنه، ایشون با قدم های شبانه یک مورچه هم مشکل دارند.

آلبوم آهنگ های قدیمی اومدن جلو و الان یه هدفون تو گوشمه و دارم هی با خیلی قدیمی های ابی بیشتر فرو می رم تو دیروزها! البته یه کتاب دانلودی هم می خونم و زن لامصب داستان هی بیشتر و بیشتر داره مث من میشه. جمله هایی که می گه، انتظاراتی که از دنیا و خودش داره، اونی که از همه چی و خودش انتظار داشت و نشد، ترس های آدمها و .... این یعنی این وسط همزاد پنداری هم می کنم.

یک چای دیگر، و باز هم چایی دیگر!

تازه اون جمله بالا که ساراماگو گفته را هم امروز دیدم و هی دوز خلوت خواهم بیشتر شد!

نوشته شده در یکشنبه 6 دی 1394ساعت 02:13 توسط seren نظرات (6)

Design By : Pars Skin