X
تبلیغات
رایتل

























خاکستر و بانو

نام وبلاگ برگرفته ازنام یکی از اشعارشمس لنگرودیِ عزیز است

یه وقتی بود دوست داشتم، ذهن آدم ها رو میشد خوند.

اما دیشب وقتی در گذشته غوطه ور بودم، وقتی پریشب افسانه غرق در افکارش بود، وقتی آن یکی دختر عمو رفته بود توی رویا،وقتی همسر رفت تو عوالم خودش؛

دیدم چه خوبه که نمی شه ذهن آدم و فکرشونو خوند!

ولی واقعا فکرشو بکن، افکار و ذهن ها هم مث چشم دیدنی و مرئی بودند، چقدر آدم بودند که ازشون متنفر میشدیم، چقدر آدم که عاشقشون، و چقدر سال و زمان از دست می رفت تا منتظر بشی تردیدهای یه نفر رفع بشه.

فکر کنم خوبه که نمی شه!

شایدم یه روز باز نظرم عوض شه در این مورد!

نوشته شده در شنبه 28 آذر 1394ساعت 18:14 توسط seren نظرات (3)

Design By : Pars Skin